یه کار سنگین دستم اومده که تایم هم نداره و این وسط نباید الافی کنم. گیر کردم شنبه که جلسه اول کلاسمه برم یا نه. احتمالا برم دوس ندارم بینش وقفه بیفته
اصن محرم رودوس ندارم !
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
ریلیشن رفت کربلا. ینی باید هم می رفت چون پاسپورد گرفته بود وگرنه باید جریمه می داد.
هنوز به فکر تولدشم
هیچ نیرویی منو هل نمی ده که کادویی بخرم.
چرا انقد من سردم؟ چرا انقد بی احساس؟
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
رفتم بازار
برای خرید کادوی تولدش
چی شد که کادو خریدم؟
خب راستش دیدم نزدیک به یه ساله با هم هستیم. هر دو همو شناختیم. یه جورایی حل شدیم. همراه خوب داشتن مهمه ربطی هم به جنسیتش نداره. و این همراهی انقد ارزش داره که براش کادو بخرم
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
کادوشو بهش دادم. خوشش اومد.
من اصن وقت ندارم بیام روزانه بنویسم. یادم می ره.
احتمالا تا چند روز اینده حذفش کنم. شاید کانال بسازم نمی دونم . اگه کسی خاموش می خونه آی دی تلگرام بذاره من ادرس کانال بدم. در غیر این صورت اگه دیدین چرا اینجا حذف شده متعجب نشید.
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
یه وقتا یادم می ره یه وبلاگی هس و اپ کنم یا نکنم؟ همه ریختن تو اینستا و کانال های تلگرام!
به هر حال کرم وجودیه منه که عشق ثبت وقایع رو دارم
به ریلیشن گفتم این دفه دیدمت باید ریش هاتو بزنی. حالا کو تا شروع محرم. به این قاطعیت نگفتم فقد در جریان گذاشتم که می خوام جلوی موهامو کوتاه کنم و ایشالله مشکلی نداشته باشه که قول داد ریش هاشو بزنه.
گروه کشی نیست ولی خب دو هفته دیگه که محرم شروع شد می تونه ریش هاشو نزنه. موهای منم کمتر گره بخوره و تنوعی شه برام
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
به سرم زد اینجا رو حذف کنم اخه واقن یادم می ره بیام اپ کنم. شاید یه بکاپ بگیرم ازش و حذفش کنم
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب: زنجان,
نویسنده: آدرین پورحسین
قرار بود با دوستم تو مهر بریم همدان خوابگاه خواهرش. امروز که کلاس بودم گفت دوشنبه میایی بریم گفتم باشه
ات ریلیشن نت خونه اش قطه و منم باید مدل کار جدیدم چاپ کنم و برم مقوا بخرم. موندم امروز بخرم یا بذارم برای فردا. اگه فردا با ریلیشن قرار بذارم باید بهش بگم من یه سری خرده کاری دارم که اول انجام بدم خیالم راحت شه.
نمی دونم چرا یه هفته باید انقد شلوغ شه. خیلی وقته سفر نرفتم و از الان چیزایی که می خوام بذارم بردارم نوشتم. نمی خوام دقیقه نود باشه.
این که ناراحتی هاتو بگی نتیجه خاصی نداره مثلا طرف دلجویی کنه یا ... نه نه
حرف زدیم تموم شده رفته. نتیجه خاصی هم نداشته. البته چهارشنبه اصرار داشت همو ببینیم ولی چون رفته بود مودم بخره و خودمم حس بیرون نداشتم گفتم نه. هر دو نفر باید تو شرایط روحی مناسبی باشن که بتونن تمرکز کنن حرف بزنن مشکل حل شه.
درسته دعواهامون مسالمت آمیزه ولی تو این رابطه وابسته نشدم! همه چی هس ولی کمه شاید برای طرف مقابل بیشتر باشه ولی از این ور من مونده شدم.
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین